
::
::
رپ جنوب
::
سایت اینور
::
ساسی
::
سمپادی ها
::
:::خبرهای داغ فرزانگان و صالحین:::
::
دو تا مرکز تیزهوشان الاف اهواز
::
جهنم فرزانگان
::
سمپاد اهواز
::
چیپس های فرزانگانی
::
خاطرات دکتر ایلیا
::
آلبالو
::
ozgaleytion
::
سمپاد پاتوق
::
اخراجی های سمپاد
::
شیشه خورده ( رپ سمپاد )
::
Rabinhood
::
Ahvazpatogh
::
سایت سمپادی
::
مهسا
::
ابراهیمی+شایستگان
::
eShgHo0lihAye sHayEsteg4n
::
سوسک سیگار فروش
::
SaMa
::
میهن دانلود
::
فارسی موبایل
::
ایران موبایل
::
مرسی
::
مرداد 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
آذر 1385
مهر 1385
سلام به همه![]()
امروز با يه عكس قديمي يه مطلب جديد آپ كردم.
در اين عكس يكي از شاهكار هاي كينگ سان رو مي بينيد ... دايره المعارف كينگ سان.![]()
اين دايره المعارف شامل همه ي دروس سال دوم دبيرستان هست كه خودم اونو تاليف كردم.![]()
از اونجايي كه من در طول سال جزوه نمي نوشتم هر درسي رو كه مي خواستم جزوه اي در موردش بنويسم تو اين دايره المعارف مي نوشتم و كل امتحانا رو از روي همين مي خوندم
خيلي ها خواستن اين دايره المعارف رو از من بخرن ولي من نفروختم.![]()
اين دايره المعارف شامل دروس زير مي باشد
:
ادبيات
، فيزيك
، رياضي
، شيمي
، آمار
، هندسه
، كامپيوتر
و ديگر هيچ.![]()
عكس رو ببينيد و كف كنيد
:

سلام سلامي به گرمي هواي ريدمال اهواز
خوبين؟ سلامتين ؟ زن و بچه ها خوبن؟؟؟
خوب امروز بعد از 2- 3 ماه مي خوام يه مطلبه مزخرف آپ كنم.![]()
راستشو بخواين امروز خيلي حالم گرفته است به سه دليل ( در مورد هر دليل توضيح دهيد هر مورد 1 نمره )
:
1- مدرسه ها تموم شد.![]()
2- امتحان آخري ريد به حالمون.![]()
3- هوا ... بود.![]()
1- خوب بالاخره شما هم تو يه كلاسي باشين كه همه ي دانش آموزاش اُسكول باشن به شما هم خوش ميگذره.
كلاسي كه هر معلمي واردش مي شد دانش آموزان مي نمودنش و بعد مي نداختنش بيرون كلاسي كه بچز كينگ سان توش بودن و يكي از يكي ديوونه تر
. دانش آموزاني كه سر كلاس آهنگ گوش ميدادن
، روزنامه مي خوندن
، غذا مي خوردن
، لي لي ّبازي مي كردن
و هزاران كاره ديگه كه ديگه از يادم رفته.
امروز بعد از ساعت 5/12 كل سمپاد سوت و كور بود نه بهشتي ها خيابون متر مي كردن نه فرزانگانيها پسرا رو مي پاييدن
وقتي از مدرسه خارج شديم تا ته خيابون رو كه نگاه كرديم يه فضله ي موش هم رو زمين نديديم مثل اينكه سمپاد در خوابي تابستاني فرو رفته بود
. همه ی ب چه ها مو خواستم گریه کنن
.( خاک بر اون سرتون مرد و گریه ؟؟؟
)
2- كاشكي هميشه مدرسه بود ولي از امتحان خبري نبود
اين امتحان آخري رو آقاي عبدي ريده بود
همه مي گفتن شهريور سلام
بعضي ها هم كه ديدن نمره هاشون كم ميشه دست به تقلب زدن كه سره دسته يه نفر رو گرفتن اونم چه كسي شخصي كه آقاي عبدي همين طور مي خواست بندازش خودش خودش انداخت شهريور
. آقاي نيما كه تو كاره تقلب حرفه اي نبود و تازه كار بود روي پاش تقلب نوشته بود كه سره دستشو گرفتن اگه مثله ما حرفه اي بود اين اتفاق واسش پيش نمي اومد.![]()

3- امروز كه واقعا جهنم بود من احمق رو بگو كه لباس مشكي هم پوشيده بودم. ما كه هم اين دنيا تو جهنم هستيم هم تو اون دنيا.![]()
![]()
ديگه زياد چرت و پرت نميگم چون احتمال داره با مطالب من يبوست بگيرين. باباي![]()
![]()
سلام![]()
بالاخره بعد از مدت ها تصميم گرفتم مطلبي آپ كنم كه حوصلتون سر نره.![]()
امروز مي خوام وارد بحث هاي اجتماعي بشم.![]()
يكي از مشكلات خانواده ها بحث اعتياد فرزندانشان هست كه امروزه به بحثي بسيار جدي در ميان خانواده ها تبديل شده است از اين رو من هم تصميم گرفتم كه ريشه ي اين عمل زشت رو پيدا كنم.![]()
بگذاريد چند تا داستان از بچز دوم بهشتي واستون تعريف كنم
:
1- يه روز كه در حال متر كردن خيابون هاي كيانپارس بوديم يكي از بچه ها گفت بيايد از فردا سيگار به دست از در فرزانگان رد بشيم. ازش پرسيدم واسه چي؟؟؟
گفت كلاس داره.
گفتم اين كارا چيه؟؟؟دستي دستي مي خواي خودتو معتاد كني؟؟؟![]()
![]()
![]()
2- في يوم من ايام
كه باز هم در حال متر كردن خيابون هاي كيانپارس به خصوص 20 بوديم يكي از بچه ها داشت با دوست دخترش با موبايل مي حرفيد
از كنارش كه رد شدم گفت كينگ سان بيا... گفتم : بله چه كار داري؟؟؟
اين پول رو بگير برو واسم از مغازه سيگار بگير
...!!! گفتم : مي خواي با سيگار چه كار كني؟؟؟
گفت :به نظرتو با سيگار چه كار مي كنن
...خو احمق مي خوام بكشم.![]()
اين يكي هم ضايع بود كه مي خواد به دوست دخترش نشون بده كه من خيلي خلافم و پاي هر كاري هستم...![]()
3- و اما مطلب اصلي: يه روز كه خونه نشسته بودم يكي از دوستان زنگ زد گفت كينگ سان ماشين رو برون بيا كه بساط قليون رديفه.
من هم كه از خدام بود 15 دقيقه اي تا نيوسايت رو روندم به اميد قليون...
خلاصه قليون ميوه اي رو چاق كرديم و نشستيم پاش Emil ميكشيد مي گفت گاز مونو اكسيدش زياده نمي تونم بكشم من قليون رو ازش گرفتم و گفتم جمش كن بچه سوسول ماله قليون نيستي
و با تمام نفس مي كشيدم
و عين دود كش دود از دهنم مي زد بيرون...
چشمتون روزه بد نبينه ناگهان احساس كردم سرم داره گيج ميره دست و پام ديگه جون نداره مي خواستم بالا بيارم.
از اون روز تا حالا 1 ماه ميگزرد ولي بازم از همون قليون دلم مي خواد ولي خودم كنترل مي كنم.![]()
![]()
حالا بي خيال سيگار و قليون بشين بريم طرف مشروبات الكلي كه خيلي واسه بدن ضرر داره و اعتيادش خيلي خيلي خطرناك هست كه بين بچه هاي دوم بيش از 5 نفر تا حدودي معتادش شدن ولي واقعا اين كارا آخر و عاقبت خوبي نداره...![]()
من رو مي بيني هم سيگار و هم قليون و هم مشروب و ماری جووانا رو بارها و بارها امتحان كردم .![]()
يك بار كه مشروب خوردم ماشين رو كوبوندم به ستون ويلا.![]()
يه بار هم در حال سيگار كشيدن زن داييم ديدم
كه بد جوري حالم رو گرفت ولي خدا رو شكر به بابا و مامانم نگفت.![]()
قليون كشيدن هم كه بابا و مامانم كاري ندارن
من هم تو تابستون كه رفته بوديم شمال در عرض 11 روز هر روز 3 قليون مي كشيديم
كه واقعا داشتم معتادش مي شدم.
در حال حاضر هم مشروب و سيگار رو ترك كردم و به زندگي سبزم نزديك شده ام.![]()
![]()
از من به شما نصيحت :
سيگار نكشيد ...!!!![]()
قليون نكشيد ...!!!![]()
مست نكنيد ...!!!![]()
اين هم يه عكس از سفر شمالم كه روزي 3 تا قليون مي كشيدم.![]()

راستي راجب اين كه چرا دوباره با وبلاگ مطلب آپ كردم. اين هست كه صاحب خونه انداختمون بيرون.![]()
منتظر مطالب جذاب و پر تلاطم اونوري باشين.![]()
این مطلب مربوط به معلم فیزیک هست که حاضرم خونشو بخورم.
معلمی خل و چل که از ۶۶۶ جا داره به بچه های دوم ضربه میزنه.
معلمی که بچه ها درسش میدن.
معلمی که نمی تونه << ک >> رو درست تلفظ کنه.
معلمی که روز اول شلوارشو در آورد و روی همه ی بچه ها شاشید.
معلمی که خودم شخصاً ریدم روش.
معلمی که عقلش نصف منه همچنین قدش نصفه منه.
حالا اگه واقعا می خواید بدونید که این معلم کیه به شجره نامه ای که توسط گروه جاسوسی کینگ سان از اسناد خصوصی این معلم پیدا کردن توجه کنید:
توی این برگه ی بسیار بسیار قدیمی شما میتوانید ببینید که جد این آقا ( آقا خره ) به خر امام صادق بر می گرده.
اسم این معلم >>> سید آزادی حسینی هست.
از پایین به بالا بخونید.

برای دیدن عکس در ابعاد بزرگتر آن را ذخیره کنید.
وای وقتی که اسمش رو هم می شنوم اعصابم به هم میریزه.
خیلی هم ادعا هست فکر میکنه کسایی که تو کلاس نمره ۲۰ گرفتن بخاطر طرز درس دادن خودشه نمی دونه که همشون با خاکسار و شادروان خصوصی گرفتن.
مدیر مدرسه هم که خیر سرش به نظر دانش آموزان گوش میده.من تو صندوق نظرات و پیشنهادات نامه ای انداختم که اگه این نامه رو به رهبر هم می دادم تا حالا حکم عزل رئیس جمهور رو داده بود.
من هنوز هم سره حرفم هستم که ترم دوم سره کلاس این معلم حاضر نمی شم . بذار حذف واحوم کنن.
امروز با مطلب نيومدم بلكه با يه با آهنگ يكي از بچه هاي دوم اومدم.![]()
آهنگي كه بدون شك بهترين آهنگ رپ سمپاد هست.![]()
خداييش كه من حال كردم.![]()
حالا اگه راديكال باند راست ميگه حرف بزنه. از همين جا مي خوام به بچه هاي راديكال تسليت بگم.![]()
در ضمن اين رو بدونيد كه Mohammad X2 از بچه هاي دوم هست.![]()
خوب ديگه زياد پر حرفي نكنم اول عكس هاي ممد رو نگاه كنيد:

لينك دانلود:
راهمايي : روي Free كليك كنيد. 1 دقيقه منتظر بشيد. كد داخل عكس رو وارد كنيد و روي دانلود كليك كنيد.
سال قبل که دست محمود شکسته بو حدود ۴۵ روز تو گچ بود من هم در یک حرکت نو از محمود یه کاریکاتور کشیدم.![]()
تیپشم که همه دیدن و قابل توصیف نیست.![]()
محمود از لحظه ای که به دنیا اومد نافش رو با adidas بریدن.![]()
گچ دست محمود تو این تصویر با لوله ی سبز مشخص شده.![]()
ولی خداییش قشنگ در اومده.![]()
من کاریکاتور معلم ها رو هم می کشم و کاریکاتور های کینگ سان تو مدرسه معروف هستن (چقدر از خودم تعریف کردم . خود خواه!!!)![]()

حال کنید...![]()
اصل طراحیه...![]()
![]()
![]()
منتظر مطالب جدید K!NG $UN باشید.![]()
بابای![]()
سلام به همه ی بروبکس با حال. امیدوارم که زندگی بهتون حال بده.![]()
اگه هوس کردید پدرتون به معنای واقعی در بیاد تا حدی که اشکتون سرازیر بشه
،فقط کافیه بهking sun بگید یه acc براتون تو این وب بسازه.![]()
از حدود یک ماه پیش امین،king sunلطف کرد و منو واسه نویسندگی تو این وب دعوت کرد.ولی به دلایل مختلفی تا حالا نتونستم اپ کنم.ولی خوب،حالا همه چی رو به راهه.
از اونجایی که احتمال میره هنوز بعضیا نشناسن باید بگم من مسعود ،یا همون MASP!ER ازبچه های بهشتی و 3نخاله هستم.پایه ی دوم .![]()
امیدوارم که از مطالب من خوشتون بیاد(یعنی باید خوشتون بیاد)
.امسال هم که تو بهشتی هیچی سر جای خودش نیست و بازار اخبار داغ داغه.
خاطرات یک صبح Dr.Oskol(رضا)
یکشنبه18/9/86-ساعت7 صبح:یارو با رکابی و شلوارک اومده بود تو خیابون و در حالی که سیگار میکشید،به من گفت مدرسه میری؟ گفتم:آره،گفت:کلاس چندمی،گفتم:دوم دبیرستان،گفت:خوش به حالت من دیپلم گرفتم،دارم دیوونه میشم!!!!!بعد هم رفت خونشون!!!!![]()
10دقیقه بعد:دو اتوبوس همزمان می آن،یکی مال مدرسه،یکی هم خط داخلی،خواستم سوار خط داخلی بشم،دیدم همشون زن هستن،پرسیدم:خط داخلی؟؟؟راننده گفت:سرویس جلویی.وقتی که رفتم سرویس جلویی،خواستم سوار بشم که راننده گفت:کجا؟؟؟؟گفتم:مگه خط داخلی نیست؟؟؟گفت:سرویس پشتی.گفتم:ولی اون یکی راننده که میگفت این خط داخلیه!!!!گفت:نه بابا،مسخره ات کرده.![]()
در حالی که گفتم،غلط کرده پیاده شدم،داشتم میرفتم سراغ راننده عقبی که یهو هر دو سرویس با هم حرکت کردن.![]()
بعد از این ماجرا یه تاکسی گیرم اومد و رفتم،به راننده گفتم:مسیرت 4شیر نمیخوره؟؟گفت:نه
یه مسافر دیگه گفت:کوروش چی؟گفت نه!!!!
یکی دیگه گفت:زیتون چی؟گفت نه!!!!
![]()
وارد مدرسه که میشم از دور کسری و مسعود رو میبینم،رفتم پیششون،وقتی خواستیم بریم کلاس،دهقان در حالی که یاد دیدار امام خمینی با دانشجویان افتاده و جو حسابی گرفتش،اول جواب سلام رو نمیده،بعدش هم فقط کمی سرش رو تکون میده،انگار که فحش ناموس بهش دادیم
،کم مونده یه منفی انظباتی هم برامون بزنه!!!!!ولادت هم که یاد بچگی هاش افتاده و انگار کاپشن کلاس اولش رو پوشیده بود
.دم در کلاس که رسیدم میبینم بچه ها به خاطر نحوه ی بد تدریس آقای حسینی(معلم فیزیک)،به نشانه ی اعتراض سر کلاس نمیرن.ولی همین که آقای حسینی از پله ها اومد بالا،همه سر جاهاشون نشسته بودن!!!!!!!![]()
سر کلاس :سعید من رو صدا میزنه و به مسعود(MASP!ER)اشاره میکنه.به مسعود گفتم:بگو ؟؟؟مسعود با خنده سرش رو تکون داد و گفت:هیچی!!!!
من چی بگم به این همه خل با زی!!!!!؟؟؟؟؟
این ماجرا همش از زبون خود Dr.Oskolبود.
علاوه بر عوامل داخلی ایجاد دعوا در مدرسه عوامل خارجی هم وجود داره.
من برای این که بدونید اشخاص درگیر در این دعوا ها چه رابطه هایی با هم دارن رابطه ی این افراد رو به صورت یک عکس زدم تا بفهمید که توی این دعوا ها عده ای دوست و عده ای با هم دشمن هستند.
به طور مثال )
محمود با علیرضا دوست هست.
اسپارو با علیرضا دشمن هست.
دوست محمود با اسپارو دوست هست.
پس می توان نتیجه گرفت که اسپارو دوست دوست علیرضا هست ولی در ظاهر این دو فرد با هم دشمن هستند.
برای آگاه شدن از دیگر روابط به شکل های زیر توجه کنید:


من هم مثل شما دوست دارم هر چه زود تر این دعوا ها خاتمه پیدا کنه تا صلح و آرامش بر سمپاد اهواز حکم فرما بشه.![]()
من اسم این رابطه ها رو <<تابع معکوس با شتاب ثابت نیابا مرفوع>> گذاشتم.![]()
اگه می بینید که آپ نمی کنم فکر نکنید مطلب ندارم. مطلب دارم ولی رایانه ندارم.![]()
ان شاء الله تا هفته دیگه رایانه ام آماده میشه.![]()
منتظر مطالب اونوری باشید.![]()
Every Body Good Night![]()
درس ریاضیات اونقدر سخت هست که بعضی ها سوتی های به این بزرگی توش بدن. اینجا بعضی از سوتی های تاریخی دانش آموزان و دانشجویان در جواب دادن به سوال های ریاضی رو میبینید و جالبه بدونید که همه اینها واقعی هستن و سایت wikipedia اونها رو به اسم "ریاضیات خنده دار " منتشر کرده.

این بیچاره سعی خودشو کرده و ظاهرا دیگه چاره ای نداشته. حتما استاد هم از اون کسایی بوده که به راه حل نمره نمیدن. هر چند من اگر جای استاد بودم به خاطر خلاقیتش نمره اش رو می دادم.

این دوست نابغه هم که موفق شده x رو پیدا کنه
اینم جواب آقا پیتر وقتی ازش خواسته شده این چند جمله ای رو بسط بده

این که دیگه آخرشه...
اینم که دیگه بدون شرحه
نویسنده :پیف پاف
نظر هم بدین .
لطفا ![]()